فوریه 2008
جناب آقای ستوده
اقدامی را که شما شروع کرده اید بزرگترین خدمت به جامعه ایست که صدها هزار زیارتگاه و بقعه پوسیده در آن وجود دارد. من بعنوان یک ایرانی شما را با شهامت ترین انسانی میدانم که برای مقابله با افکار پوسیده مذهب سربلند کرده اید.
موفقیت شما و همکاران با شهامت و دلیرتان بزرگترین آرزوی من است. در ذیل ترجمه شعر زیبائی از هوپ هوپ نامه اثر شاعر انقلابی آذربایجان را از ترکی ترجمه و تقدیم میکنم تا اگر قابل بود در روشنگر منتشر فرمائید.
صابر طاهر زاده
امر و جواب
نبین! اطاعت می کنم چشمهایم را می بندم ساکت باش! مطیعم حرفهایم را قورت میدهم
حرفی نشنو ! بگوش هایم پنبه می طپانم نخند ! از شام تا سحر میگریم
نفهم !! مرا معذور دار نمی توانم این دستور محال را مده
نفهمیدن قابل امکان نیست مثل سوختن در آتش است
از این دستور بی جا بگذر هم مرا آسوده بگذار هم جان خودت را
حسن صبوری
اینهم شعر طنزآمیز دیگری است از قهرمان آذربایجان صابر طاهر زاده
مصلحت شریم قلی از ملا
ملا از تو مصلحتی می خواهم بگو به بینم زن بگیرم یا نه سنم تازه به شصت رسیده دختری را بزنی انتخاب کنم یا نه
جواب ملا
تصدقت گردم مشهدی شریم قلی اگر به 60 رسیده ای فکر مکن پیر شده ای خدا را شکر کن که جانت سالم است
پولت را بده یک چیز لذت دار بخر وبالت بگردنم برو زن بگیر چون برای زن گرفتن قوت داری
در همسایه ها جستجو کن یک دختر پیدا کن که سینه هایش مثل مرمر باشد سرت را روی سینه هایش بگذار و کیف کن
آن زنِ کفتارت را کنار بگذار نکبتش برای تو کافی است بفکر خودت باش
وبالت بگردنم برو زن بگیر برو لذت بده لذت بگیر
----------------------------------------
فوریه 2008
استاد ستوده
می خواهم توجه شما را به چند آیه از قران جلب کنم که بنظر من با اطلاعاتی که شما در برنامه های رادیوئی (این برنامه ها را میتوانید روی سایت www.siamacsotudeh.com ملاحظه نمائید) خود داده اید مغایر اند.:
1- سوره النحل ، آیه 103: محمد در مورد نفوذ یک منبع ایرانی (عجم) در فرامین اش مورد سؤال قرار میگیرد.
همچنین در موارد متعددی او تاکید می کند که قران به عربی نوشته شده است ، در حالی که این امری واضح و آشکار بوده است. پس در این تاکید چه چیزی مورد نظر او بوده است؟
2- سوره الروم، آیه 1-3 : خدا به مومنین وعده می دهد که در جنگ بعدی ایران و رم، رم برنده خواهد شد.
چرا در این دنیا برنده یک جنگ باید برای خدا (محمد) مهم باشد، مگر این که نتایج جنگ روی اقتصاد عربستان یا شاید روی جنبه های دیگر زندگی شان موثر باشد.
همینطور، طبری در کتابش ذکر کرده است که وقتی رهبران قبایل از محمد سؤال کردند که او با مذهب جدیدش چه قصدی را دنبال می کند، او جواب داد که می خواهد ایرانیان خراج گذار اعراب باشند. ایران تنها همسایه عربستان نبود. پس چرا او روی این همسایه خاص تمرکز کرده بود.
3- همانطور که در طبری و سایر کتابهای تاریخی می خوانیم در می یابیم که در زمان محمد در جوامع همسایه منجمله خود عربستان نیاز شدیدی به یک مذهب جدید بود . در زمان محمد در عربستان 4 شخص دیگر در کنار وی ادعای پیامبری داشتند. در همان زمانی که ما در ایران مزدک و مانی را داشتیم.
4- در صحبت های رادیوئی شما ذکر کرده بودید که قوانین و نظاماتی که محمد به عرستان آورد همه قبلا در این منطقه وجود داشته اند. سؤال من اینست اگر این قوانین بربریک حاکم بر جامعه بودند (درک من اینست که آنها از یهودیت می آمده اند) پس چرا اسلام بخاطر آنها سرزنش می شود.
5- من شخصا به هیچ مذهبی عقیده ندارمو اما در جستجوی حقیقتم و نه تاریخی که از روی احساسات تعبیر و تفسیر شده است. من عقیده دارم که اسلام ابزار کاملی در دست امپریالیسم برای انحراف توجه مردم از جنایات خود است. شما فکر می کنید اسلام با کمک چه کسی در خاورمیانه و سایر نقاط به قدرت رسید؟ شما فکر می کنید بدون حمایت امپریالیسم چگونه اسلام فرصت رشد یافته و میتوانست تا این اندازه همه جا گیر شده به صورت موجود در آید؟
من از تلاش ها و تحقیقاتی که انجام میدهید متشکرم. من از کتابها و برنامه های شما بسیار آموخته ام.
خواهشمندم اگر فرصت کردید به سؤالات من پاسخ دهید. متشکرم پریوش
.
خانم پریوش عزیز
از طرح نظرات و سؤالاتتان بی نهایت متشکرم. در مورد سؤال اولتان باید بگویم قدر مسلم مطالب قران مجموعه ای از شنیده های محمد از اطرافیان مسیحی، یهودی، عرب و همچنین ایرانی بوده است. محمد خودش سواد و دانشی نداشته است. بنابراین آموزشهایش همان داستانها و اندیشه های کهنه و عامیانه پیرامونی اش بوده که آنها را تحت نام یکتاپرستی و بنام خود تبلیغ می کرده است. ولی آنچه که برای من جالب است اینست که چرا بعضی از ایرانیان اینقدر بر اینکه محمد قران را به راهنمائی سلمان فارسی نوشته است تاکید میکنند. آیا به این امر افتخار می کنند. به نظر من این بیشتر میتواند مایه ننگ ایرانیان باشد. چرا که مطالب قران آنقدر ضد انسانی و غیر اخلاقی اند که گفتن و آموزش آنها نمیتواند برای کسی افتخاری داشته باشد. البته، من میدانم که این تاکید تماما از جانب محافل ناسیونالیست است که از حول اینکه میخواهند به هر چیزی منشاء ایرانی بدهند، گاهی خوب و بد را فراموش می کنند و از حول حلیم منشاء چیزهای زشت را نیز به خود نسبت میدهند. داستان منشاء ایرانی قران نیز یکی از همین موارد است. آخر مطالب قران که مطالب اندیشمندانه ای نیست که ما سعی در نسبت دادن آن به ایرانیان داشته باشیم.
پاسخ به سؤال 2
در آنزمان جنگ میان ایران و رم آنقدر طولانی بوده است که اعراب بر سر آن با هم شرط می بسته اند، بخصوص که نه همیشه یک طرف، بلکه یکبار رم و بار دیگر ایران پیروز می شده است. از همین رو اعراب بدوی بر سر آن با هم شرط می بسته اند. درست مانند شرط بندی بر روی تیم های رقیب. یکبار نیز وقتی ابوبکر با عربی بر سر تعدادی شتر یا حیوان دیگری شرط می بندد، محمد که شاهد بوده، به ابوبکر می گوید که زمان و مقدار شرط را تغییر بده و پیش بینی می کند که این بار رم برنده خواهد شد که بر حسب اتفاق پیش بینی وی درست از آب در آمده و رم پیروز می شود و ابوبکر برنده می شود. این کل داستان بوده است و بنابراین پیش بینی محمد صرفا در رابطه با یک شرط بندی و نه به منظور دیگری به عمل آمده است که در کتاب تاریخ گفته نشده شرح آن آمده است. البته، نتیجه جنگ برای اعراب و اقتصاد آنها بی اهمیت نبوده. چرا که بسته به طرف پیروزمند، اعراب مناطق مرزی برای دریافت پول و اسلحه به آن سو گرایش می یافته و وابسته به آن می شده اند.
د رمورد دوم نیز وقتی سران قریش ابوطالب را وا میدارند که جلسه مشترکی با محمد برای آنها ترتیب دهد، وقتی از او در مورد منظورش از تبلیغ خدای واحد می پرسند، محمد به آنها می گوید که قصدش از تبایغ خدای واحد اینست که عرب را تابع شما (سران قریش) و عجم را تابع عرب نماید. این نشان میدهد که رسالت محمد از همان ابتدا یک رسالت سیاسی و نه آنطور که خودش ادعا می کند الهی بوده است. واضح است اینکه می خواسته عجم را تابع عرب نماید، این بوده است که ایران کشور ثروتمندی بوده که همیشه اعراب آرزوی بهره مندی از ثروت های بیکران آنرا داشته اند. البته، محمد در جنگ خندق به اعراب نه تنها ثروتهای مدائن، بلکه رم و حیره را نیز وعده می دهد.
سؤال سوم:
اولا در زمان محمد مدعی پیغمبری وجود نداشته است و من فکر نمیکنم جامعه عربی نیازمند مذهب جدیدی بوده است. اگر چنین بود اعراب بدوی در برابر دعوت محمد اینهمه مقاومت نمی کردند. اعراب بدوی بجز دو قبیله اوس و خزرج تماما بزور شمشیر مسلمان شدند. برای همین بهنگام مرگ محمد تماما بر علیه اسلام قیام کرده و حتی مدینه را نیز که تنها محل با قیمانده در دست مسلمین بود، محاصره و مورد حمله خود قرار دادند. اینها نشان میدهند که جامعه عربی به هیچ وجه خواستار مذهب یکتاپرستی و اسلام نبود. پیامبران رقیب محمد نیز مانند اسود، طلیحه، سجاح و مُسَیلَمه نیز در جریان همین شورش و در زمان بیماری وی و پس از شنیدن خبر مرگش و به تقلید از او پیدا شدند. قبل از او نیز ابو حنیفه بود که تبلیغ یکتاپرستی را میکرد که جز 5 الی 6 نفر گرد او جمع نشده و بعد پراکنده شدند. مزدک و مانی نیز مدتها قبل از محمد بودند. بعلاوه، مزدک ادعای پیامبری که نداشت هیچ اساسا رسالتش رسالت اشتراکی و ماقبل تاریخ یعنی 180 درجه متضاد با رسالات توحیدی بود.
سؤال چهارم:
بله محمد جز نظام دیکتاتوری مطلقه فردی و یکی دو رسم جزئی، هیچ قانون تازه ای را برای عربستان به ارمغان نیارود. این قوانین همه در عربستان موجود ولی حاکم نبودند. در عربستان دو نظام مادرتباری و پدرسالاری در کنار هم جریان داشتند. کاری که محمد انجام داد این بود که به زور شمشیر نظام انسانی مادرتباری را از میان برداشت و نظام ضد انسانی و دیکتاتوری پدر سالاری را به تنها نظام حاکم بر عربستان تبدیل نمود. باین ترتیب، از نظر انسانی و اخلاقی نقشی منفی را ایفا نمود. من همیشه گفته ام. مذاهب نه ابداع کننده، بلکه منعکس کننده و البته مبلغ و مدافع نظامات موجود در پیرامون خود بوده اند. البته نظامات ضد انسانی و کثیف اطراف خود. ریشه این نظامات همیشه در تحولات تکنولوژیک و اقتصادی نهفته است که من آنرا در کتاب زن و سکی در تاریخ و تاریخ گفته نشده اسلام در حد توانم توضیح داده ام.
6- این نظریه که مذهب ساخته و پرداخته امپریالیسم است اختراع کسانی است که نمی خواهند با مذهب مبارزه شود. بنابراین با این تز انحرافی سعی می کنند، نابودی مذهب را به نابودی امپریالیسم وابسته کرده، همه انرژی ها را متوجه مبارزه با امپریالیسم کنند. این کار نیروهائیست که تمام هم و غمشان مبارزه با امپریالیسم و نه ارتجاع داخلی و منجمله مذاهب است. اینها ادامه همان نیروهائی هستند که در جریان انقلاب 57 نیز به پیروی از همین خط (که خط حزب توده بود) از خمینی دفاع کردند چرا که وی مطابق آرزوی آنان بر علیه امپریالیسم مبارزه میکرد (بدون توجه به اینکه اینکار را از چه موضعی می کرد) امروزهم برای آنکه با مذهب و ارتجاع داخلی مبارزه نشود می گویند که اینها ساخته و پرداخته امپریالیسم اند. امپریالیسم را از بین ببریم، مذهب هم از میان میرود. در حالیکه به نظر من جنبش اسلامی یک جنبش مستقل از امپریالیسم است که آغاز آن به 1400 سال قبل باز میگردد و همیشه هم وجود داشته است. اینکه در یک مقطع آنها در برابر حضور شوروی در افغانستان متحد شدند، و یا برای سرکوب کمونستها هر جا که لازم باشد متحد می شوند، دلیل این نیست که یکی را دیگری بوجود آورده است. من در کتاب ترورسم اسلامی این مطلب را توضیح داده ام و حتما روزی در یکی از برنامه های تلویزیونی خود مفصلا مورد بحث قرار خواهم داد. در ضمن، در همین کتاب است که من نشان داده ام که علت اینکه جنبش اسلامی مانند قارچ از همه جا سر درآورده و رشد کرده است، خلاء قدرت ناشی از سقوط شوروی و شکست چپ که رقیب آن بوده است، می باشد. حمایت های مقطعی امپریالیسم از آن عامل اصلی نبوده است. اگر هم بوده است در حال حاضر چنین نیست. بهرحال، امیدوارم به سؤالات شما پاسخ داده باشم. تقریبا همه سؤالات مزبور در جلد اول و دوم تاریخ گفته نشده اسلام مفصلا مورد تحلیل قرار گرفته اند و من در اینجا به ر به توضیح مختصر آنها اکتفا نمودم. با تشکر مجدد سیامک ستوده
|
...............................................................................................................................................................................
4 فوریه 2008 سلام سیامک جان
اخیرا یکی دو نفر در تماس با شما در برنامه تلویزیونی تان ،
مطالبی در مورد محاسبات ریاضی به کار رفته در قرآن عنوان کردند
که شما جواب زیبایی به آن چرندیات دادید .
من هم پاسخی به آن مطالب دارم که اگر خواستید می توانید آن را
هم عنوان کنید :
تمام این چرندیات بر این پایه است که سوره ها و آیات قرآن به
همین ترتیب که الان در دسترس ماست ، بر محمد نازل شده است
!!!!!!! :
:
"
همانطور كه تعداد سورههای
قرآن ضريب
19
دارد: 6 X
19
= 114
لطفا توجه كنيد كه
اگر تعداد آيههای
قرآن را كم يا زياد كنيم يا
فقط
جای
سورهها را با هم عوض كنيم
ديگر چنين روابطی وجود نخواهد داشت،
و اين نشان دهنده اينست كه تعداد آيات قرآن همين اندازه و
ترتيب سورهها نيز به همين ترتيب بوده
و در نتيجه قرآن نميتواند كار دست انسان باشد. "
ولی ما می دانیم که قرآن در زمان عثمان جمع آوری و مکتوب شد
:
http://www.balagh.net/persian/quran/ketab_khaneh/07_darsnameye_olume_quran_1/07.htm#0013
" امّاهمواره اين سؤال مطرح بوده است كه آيا
اين تنظيم و ترتيب (چه در جمع دوم و چه در جمع سوم) توقيفى
بودهاست؟ يعنى به همان ترتيبى انجام گرفته كه پيامبر دستور
داده است؟ يا اين كه توقيفى نبوده، بلكه اجتهادى صورت گرفته
است؟
پاسخ به اين سؤال از مباحثى كه در زمينه
جمعآورى قرآن داشتيم تقريباً روشناست. اما عدّهاى معتقد به
توقيفى بودن ترتيب سورهها هستند. ابوجعفر نحّاس مىگويد:
<تأليف سورهها به همين ترتيب كنونى، از رسول خدا(ص) به ما
رسيده است.» واثلة بن اسقع از پيامبر نقل كرده كه: اُعطيتُ
مكانَ التوراة، السّبع الطُّوَل و اُعْطيتُ مكانَ الزَّبوُرِ،
المئين و اُعطيتُ مكانَ الانجيل، المثانى و فُضِّلْتُ
بالمُفَصَّل. اين حديث دلالت دارد كه ترتيب سورهها از همان
زمان رسول خدا گرفته شده است.(20)
ولى همه دلايل و شواهد خلاف اين نظريه را
اثبات مىكند. سيوطى مىگويد: <مجموع علما عقيده بر اجتهادى
بودن دارند.»(21)
علامه طباطبائى در الميزان مىفرمايد:
ترتيب سورهها در جمع زمان ابوبكر و جمع زمان
عثمان، قطعاً با اجتهاد صحابه صورت گرفته است و يك دليل آن است
كه عثمان انفال و براءة را بين اعراف و يونس قرار داد. دليل
ديگر مخالفت ترتيب مصاحف صحابه با مصحف ابوبكر و عثمان است.(22)
بهترين و محكمترين دليل بر عدم توقيفى بودن
ترتيب سورهها، ترتيب مصحف على(ع) است كه بر خلاف ساير مصاحف،
به ترتيب نزول، تنظيم گشته بود."
همان طور که مشاهده
می شود این معجزات عجیب و غریب خدا هم ، همچون ستون دین اش به
بادی بند است !!!!!!
شاد و سرافراز باشید . امید |
---------------------------------------------------------------------------------------------
جناب آقای ستوده،
فوریه 2008
در مورد معجزات قرآن موردی هست که در آن سرعت نور اندازه گيری شده است که این مورد کاملا مورد تایید مجامع علمی قرار گرفته است. خواهشمند ام با کمی حوصله فایل ضمیمه را مطالعه کنید در این فایل با روش خیلی ساده و قابل فهم از آیه شریفه معراج پیامبر که گفته شده پیامبر در یک روز از آسمان به زمین برگشت روزی که برابر با هزار سال شماست استفاده شده و سرعت نور محاسبه گریده که کاملا با سرعتی که با روشهای دیگر اندازه گیری شده مطابقت دارد. خداوند در قرآن فرموده ما در این کتاب نشانه هایی برای اهل دانش قرار داده ایم،به امید اینکه دلهایمان از نور الهی روشن گردد .
ابوالفضل مولائی نژاد
آقای مولائی نژاد عزیز
شما با ادعای انطباق سورۀ قران با مدارک علمی می خواهید مرا وادارید که آیه النساء را که به شوهر اجازه کتک زدن زنش را میدهد، و در قرارداد عقد نکاح زن را به فحشای اجباری نزد شوهرش وامیدارد قبول کنم. صریحا به شما بگویم که حتی اگر قران کلام خدا باشد، و اینرا من از شما قبول کنم، باز میگویم سوره االنساء آیه 34، سوره ای ضد انسانی و ضد زن است و من آنرا قبول نخواهم کرد. حتی اگر خود خدا هم بالای سر من بیاید و برای قبول آن مرا تهدید به مرگ کند. عزیز من بحث من این نیست که قران کلام خداست یا نه. گیرم که هست. مشگل من خود سوره های قران است که با شرافت انسانی، با اخلاقیات انسانی، با آزادی انسان ضدیت دارد و میخواهد انسان را به فساد اخلاقی و تباهی روحی و مادی بکشاند. شما میخواهید خدا هر غلطی که کرده است چون از جانب اوست من آنرا بپذیرم؟ من حرف درست و غلط را بر اساس خود آن گفته و درست و غلط بودن خود آنست که میپذیرم یا رد می کنم. مظافاٌ اینکه اگر نوشته های یک کتاب منطقی و انسانی باشند ما آنرا چه از جانب خدا باشد یا نباشد، باید بپذیریم. شیطان هم اگر حرف درستی بزند شما بالا و پائین بروید آن حرف درست است و باید بپذیرید و اگر هم غلط باشد که غلط است حتی اگر خدا گفته باشد. ارزش گفته در خود گفته است، نه به گوینده اش و اینکه چه کسی آنرا گفته است. من فکر میکنم شما مسئله را اساسا غلط گرفته اید و باید شیوه برخورد خود را در ارزیابی آیات قران بکلی تغییر دهید، وگرنه ره یه هیچ کجا نمی برید. متشکرم سیامک ستوده
فوریه 2008
واژه «يوم» به معناي «روز» با همه مشتقاتش 475 مرتبه در قرآن به كار رفته كه از اين تعداد 445 تركيب مفرد و 30 تركيب جمع وجود دارد و هيچ كدام از اين تعداد ربطي به 365 روز در سال ندارد.
واژه «نهار» به معناي «روز» با همه مشتقاتش 57 مرتبه در قرآن به كار رفته كه هيچ ربطي به 365 روز در سال ندارد.
واژه «ليل» به معناي «شب» با همه مشتقاتش 92 مرتبه در قرآن به كار رفته كه از اين تعداد 88 تركيب مفرد و 4 تركيب جمع وجود دارد و هيچ كدام از اين تعداد ربطي به 365 شب در سال ندارد.
واژه «ساعة» به معناي «زمان» با همه مشتقاتش 48 مرتبه در قرآن به كار رفته كه همه معاني آن هم درباره روز قيامت است و هيچ ربطي به 24 ساعت در شبانه روز ندارد.
واژه «شهر» به معناي «ماه» با همه مشتقاتش 21 مرتبه در قرآن به كار رفته كه هيچ ربطي به 12 ماه در سال ندارد.
واژه «طواف» به معناي «گردش دور چيزي» با همه مشتقاتش 10 مرتبه در قرآن به كار رفته كه از اين تعداد 1 مورد از گردش بردهها، كنيزها و كودكان در اطراف مردهاي عرب، 6 بار از گردش سينيهاي طلا و پسركهاي زيبا در اطراف بهشتيان و 3 مورد هم با معناي گردش دور خانه كعبه وجود دارد كه هيچ كدام از اين تعداد ربطي به 7 بار طواف گرد خانه كعبه ندارد.
واژه «صلوة» به معناي «نماز» با همه مشتقاتش 93 مرتبه در قرآن به كار رفته كه هيچ ربطي به 5 بار نماز در شبانه روز ندارد.
واژه «سجده» به معناي «زانو زدن در برابر شخصي» با همه مشتقاتش 64 مرتبه در قرآن به كار رفته كه هيچ ربطي به 34 بار سجده براي 17 ركعت نماز در شبانه روز ندارد.
واژه «ركوع» به معناي «دولا شدن در برابر شخصي» با همه مشتقاتش 13 مرتبه در قرآن به كار رفته كه هيچ ربطي به 17 بار ركوع براي 17 ركعت نماز در شبانه روز ندارد.
واژه «امام» به معناي «پيشوا» با همه مشتقاتش 11 مرتبه در قرآن به كار رفته كه از اين تعداد 2 مورد براي پيشوايان كفر است و هيچ كدام ربطي به 12 امام شيعيان ندارد.
واژه «دنيا» به معناي «دنياي كنوني» با همه مشتقاتش 115 مرتبه در قرآن به كار رفته درحالي كه واژه «آخرت» به معناي «روزگار واپسين» با همه مشتقاتش 138 مرتبه در قرآن به كار رفته و تكرار اين دو واژه برابر با هم نيست.
در ضمن آخرين آيه سوره نساء (آيه 176) هم از ديدگاه معنا و هم از ديدگاه رديف و قافيه با هيچ يك از 20 آيه پيش از آن ارتباط ندارد زيرا موضوع اين آيه در باره ارث و ميراث است و با حرف «م» پايان مييابد در حالي كه آيههاي پيش از آن درباره عيسي پسر مريم است و همگي با حرف «ا» خاتمه مييابند.
بنابر اين ميتوان نتيجه گرفت اين آيه در جاي درست خود به كار نرفته است و به نظر ميرسد جاي درست آن در كنار آيه 12 همان سوره نساء است زيرا هم از ديدگاه معنا و هم ازديدگاه قافيه همانند يكديگر هستند. كه اگر چنين باشد همه محاسبات عددي كه برخي براي قرآن نشان ميدهند بيفايده است.
پاسخ: